به گزارش پیش به سوی کسب و کار عبدالرسول جوادی بالاجاده در یادداشت خود آورده؛ رئیس محترم مجلس در روزهایی که کالاهای اساسی با ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تأمین میشد،بارها اعلام میکرد که این ارز به دست مردم نمیرسد و نتیجه آن،گرانی کالاهایی مانند مرغ و تخممرغ است.
شاهد مثال آن روزها نیز همین مرغ و تخممرغ بیزبان بود که هر روز با افزایش قیمت،سفره مردم را کوچکتر میکرد.
دولت چهاردهم نیز با همان ادبیات و شعارهای عوامپسندانه،عملکرد دولتهای پیشین را زیر سؤال برد و با طرح این پرسش که «مردم مرغ، گوشت،تخممرغ و برنج را کیلویی چند میخرند؟»خود را ناجی اقتصاد کشور معرفی کرد؛اما امروز، پس از گذشت دو سال، اقتصاد کشور بیش از گذشته در مرداب تورم، گرانی و بیثباتی فرو رفته و مسئولان، پتک سنگین تحریم و جنگ را بهعنوان توجیه همه نابسامانیها بر سر مردم میکوبند.
اکنون که دولت با حمایت رئیس مجلس ارز ترجیحی را حذف کرده و قیمت مرغ در بازار به مرز نیم میلیون تومان نزدیک شده است، دیگر خبری از اعتراضها و شعارهای گذشته نیست.
رئیسجمهور نیز دیگر از «مرغ و تخممرغ کیلویی چند» سخنی به میان نمیآورد.
البته نسبت دادن همه این گرانیها به جنگ، برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست. آمارها نشان میدهد میزان جوجهریزی برای تولید مرغ، پس از حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت نهادههای دامی، با کاهش چشمگیری مواجه شده است. در حالی که تا پایان پاییز ۱۴۰۴ روند جوجهریزی افزایشی بود و در آذرماه به حدود ۱۷۳ میلیون قطعه رسید، از دیماه به بعد این روند نزولی شد و تولید مرغ نیز حدود ۳۵ درصد کاهش یافت.
علت این مسئله روشن است؛ از یکسو با افزایش نرخ ارز و گران شدن نهادههای دامی، هزینه تولید به شدت بالا رفته و تولید برای بسیاری از مرغداران صرفه اقتصادی ندارد.
از سوی دیگر، افزایش شدید قیمت مرغ، قدرت خرید مردم را کاهش داده و بازار مصرف را نیز دچار رکود کرده است. نتیجه این چرخه معیوب، کاهش تولید، کمبود کالا و افزایش بیشتر قیمتهاست.
امروز بازار کشور عملاً رها شده و نظارت مؤثری بر آن دیده نمیشود. بسیاری از مسئولان نیز به بهانه شرایط بحرانی و جنگی، در برابر مشکلات اقتصادی مردم سکوت کردهاند. مردم ماندهاند با موجی از گرانی، بیثباتی و فشارهای معیشتی که حاصل ناکارآمدی، ضعف مدیریت و نبود نظارت مؤثر است.
مرغ به مرز نیم میلیون تومان رسیده، تخممرغ رکوردهای جدید قیمتی ثبت میکند و نان نیز در بسیاری از مناطق با نرخهای متفاوت و سلیقهای عرضه میشود. در چنین شرایطی، مردم احساس رهاشدگی و بیپناهی میکنند.
مسئولان، دولتمردان و نمایندگان مجلس باید به یاد داشته باشند که در دوران هشت سال دفاع مقدس، نه دولت تعطیل شد و نه مجلس از مسئولیت خود فاصله گرفت. با وجود جنگ، بازار کشور تا حد زیادی مدیریت میشد و مردم کمتر شاهد چنین آشفتگی گستردهای بودند. بنابراین نباید تحریم و جنگ، بهانهای برای فرار از مسئولیت و توجیه ضعف مدیریت اقتصادی باشد؛ آن هم در شرایطی که همین مردم، ماهها برای حفظ امنیت و ثبات کشور در میدان حضور داشتند.
شأن مردم ایران بسیار بالاتر از آن است که زیر بار چنین مدیریت آشفته و بیبرنامهای خم شوند.
این پرسش همچنان باقی است که چرا با وجود این همه شعار، دستورالعمل و وعده برای مقابله با مفسدان اقتصادی و محتکران، اثر ملموسی در جامعه دیده نمیشود؟ چرا هر روز حلقه تورم، گرانی، احتکار و بینظارتی تنگتر میشود و سوداگران اقتصادی همچنان بیوقفه بر پیکر اقتصاد کشور میتازند؟
دولتمردان باید بدانند که یکی از مهمترین مسیرهای نفوذ دشمن، فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی است. اعتماد مردم، سرمایه اصلی کشور است؛ سرمایهای که اگر آسیب ببیند، جبران آن آسان نخواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، مردم انتظار دارند دولت و مجلس به جای شعار، با تدبیر، نظارت و تصمیمگیریهای مؤثر، اندکی از فشار سنگین معیشتی بر دوش خانوادهها بکاهند؛ چرا که قامت مردم زیر بار مشکلات اقتصادی خم شده است.
ارسال دیدگاه